نشد بال های مرا واکنی

مرا راهی آسمان ها کنی

‏نشد مثل مجنون بادیه گرد

مرا خانه بر دوش لیلا کنی

‏نشد بعد توحید لب هایتان

مرا در قنوت شبت جا کنی

‏بگیری نفس های این مرده را

بگیری و کار مسیحا کنی

‏توقع ندارم که بنشینی و

گنهکاریم را تماشا کنی

‏دل ما از اول ثباتی نداشت

تو حق داری امروز و فردا کنی

‏تو عین ظهوری و من غایبم

دلم را تو باید که پیدا کنی

‏بیا تاکه با انتخاب خودت

تمام مرا ملک زهرا کنی

 

+ نوشته شده در  ششم مهر 1389ساعت 9:13  توسط آفتاب  |