وصيت در اسلام امرى مستحب و مقبول است و براى وصى پاداش اخروى منظور شده و پذيرفتن وصايت نيز ستوده شده است. مسلم مقيد است كه اين سنت را به جاى آورد. وقتى حاضران در مجلس را از تصميم خود باخبر ساخت. «از ميان آن همه نامردم احدى وصيت او را بر عهده نگرفت، مسلم ناچار به انتخاب پرداخت، عمر سعد را مخاطب ساخت و گفت: ما و تو خويشاونديم بيا وصيت مرا بشنو. وى امتناع كرد اما به اشاره پسر زياد پذيرفت... مسلم نخست درباره وام خود وصيت كرد و گفت هفتصد درهم در كوفه مقروضم، آنچه دارم بفروش و بپرداز. دوم تن مرا در گوشه‏اى به خاك بسپار، سوم اين كه به حسين‏عليه‏السلام نامه بنويس كه به كوفه نيايد  وصى امين است و موظف است آنچه به وى سپرده مى‏شود بى كم‏وكاست‏بر طبق وصيتنامه عمل كند; اما عمرسعد خيانت كرد همه آنچه شنيده بود با ابن‏زياد در ميان گذاشت و با اين كار دنائت، خباثت و سستى ايمان خود را بيشتر از پيش آشكار كرد. مسلم پس از اين كه تعهدات خود را با اعمال و رفتار و گفتار به پايان برد پذيراى شهادت گرديد، و به دستور ابن زياد كشته شد. «ابن زياد پس از اجراى حكم به قاتل وى گفت: وقتى او را براى كشتن مى‏برديد چه مى‏گفت: پاسخ داد. مسلم در آن هنگام «تكبير و تسبيح و تهليل مى‏گفت و استغفار مى‏كرد» ضمن ايفاى نقش، صفات برجسته‏اى از مسلم به ظهور رسيد كه هر كدام در جاى خود براى پيروان حسين‏عليه‏السلام درسى آموزنده مى‏باشد از آن جمله است: حفظ حرمت‏حكمى از احكام دين، حميت، دلاورى، فرونشاندن خشم، پايدارى، وفاى به عهد و ذكر حضرت بارى‏تعالى.

+ نوشته شده در  دهم آبان ۱۳۸۹ساعت 16:0  توسط آفتاب  |